ورود دانشجویان

تئوری های مدیریت (مبانی)

بسیاری از مدیران امروزی، مانند بسیاری از انسانهای مقید به رژیم‌های غذایی هستند. همیشه به دنبال آخرین راه حل هستند، ولی هر یک از آنها را صرفاً برای چند روز یا چند ماه، دنبال می‌کنند و سپس به دنبال راه‌حل‌های تجویزی جدید می‌گردند!

پاسخ تأسف‌انگیز این‌گونه مدیران‌، همان پاسخی است که انسانهای پیرو رژیم‌های غذایی می‌شنوند: ((هیچ راه حل سریع و زودبازدهی وجود ندارد! )) در کار پیچیده مدیریت، مسیر میانبری وجود ندارد. «استیفن رابینز»

دغدغه‌ای که ذهن مرا همیشه به عنوان یک مدرس رشته مدیریت و یک مدیر اجرایی به خود مشغول کرده است، تردید و اکراه مدیران در مواجهه با تئوری‌های مدیریت است. شاید مهمترین دلیل آنها غیر‌کاربردی بودن این مباحث باشد‌، در حالیکه مطالعه مباحث تئوریک باعث روشن شدن بیشتر مفاهیم و تسلط ما روی ابزارهای اصلی و روش‌های کاربردی خواهد بود. به بیان دیگر تئوریها و مفاهیم به خودی خود نمی‌توانند بدون فایده باشند، بلکه به خاطر سابقه ذهنی ما (( که عدم استفاده از مفاهیم و تئوری‌ها در دنیای واقع می‌باشد)) باعث شده است، که از مباحث آکادمیک استنباط درستی نداشته باشم. برای ورود به مباحث مدیریت، ابتدا باید به مفاهیم و اصول مدیریت مسلط شویم، در غیر اینصورت، بدون داشتن دانش لازم، تجویزهایی را انجام می‌دهیم که به جای حل مشکلات باعث عمیق‌تر شدن آنها می‌شود.

به اعتقاد بسیاری از دانشمندان مدیریت در این علم راه میانبر وجود ندارد. شاید شرکت در یک سمینار یک‌روزه مدیریت بتواند ایده و یا آگاهی جزئی در مورد موضوع به ما دهد، ولی قطعاً نمی‌تواند آگاهی و تسلط را روی موضوع کامل کند. چه بسا که مشکلات بیشتری هم برای ما ایجاد کند‌. حتماً آن داستان معروف را شنیده‌اید که فروشنده‌ای بعد از طی کردن یک دوره کوتاه بازاریابی و ارتباط خوب با مشتریان‌، سعی می‌کرد آنچه را که یاد گرفته بود در کار خود پیاده کند و با مشتریان بسیار محترمانه و خوب صحبت می‌کرد، ولی هر مشتری را که در پایان خرید نمی‌کرد از مغازه‌اش بیرون می‌انداخت.  او نمی‌دانست که برخورد خوب با مشتری در بازاریابی، فقط برای مشتریانی که از ما خرید می‌کنند نیست.